العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )
مقدمه 8
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )
علما قدر و منزلت ندارد و آن علم قدر و منزلت دارد مانند علم اصول فقه كه هر كس در آن تفوق يابد جاه و مال او افزون شود . فقه علم فروع است و حاجت مسلمانان بدان بسيار است اما پس از مسلمان بودن ، علم فقه در مسلمان شدن كسى و يا رسوخ ايمان او اثر ندارد اما اگر مسلمانى باشد با عقيده راسخ علم فقه بيش از همه علوم به كار او مىآيد . ما علم ديگرى غير علم فقه يعنى علم فروع لازم داريم كه اهل شك و ترديد را در دين راسخ كند و مسلمانان سست را در مسلمانى قوى گرداند و گرنه كسانى بودند در علم فروع كامل تا در محيط دينداران بودند ديندار مينمودند و چون از آن محيط و جامعه خارج شدند فقه را همراه خود آوردند در حالتى كه بعالم غيب و آخرت و خدا و ملائكه و هر چيز ناديده اعتقاد نداشتند و مانند ملاحده مادى روح و عقاب و ثواب اخروى را موهوم پنداشتند با آنكه مسائل فروع فقه را با كمال دقت و استدلال ميدانستند و بسيار چنين اشخاص را خود ديدم و من يقين دارم اگر راسخان در عقايد و معتقدان عالم غيب از محيط اسلامى خارج ميشدند و شصت سال در كفرستان زندگى ميكردند هرگز خللى در اعتقاد آنها ببقاى روح و ثواب و عقاب آخرت پيدا نميشد چون بعالم غيب عقيده داشتند و اهل ظاهر بعالم غيب عقيده ندارند و شرط اول ايمان « الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ » است . واجب است مسلمانان همه مطالب اصول دين را از روى دليل بدانند اما واجب نيست همه مسائل فروع را بدانند ، اگر كسى نداند شفعه چيست و كجا ثابت مىشود يا نداند عينه در ربا جائز است بدين او ضرر ندارد اما اگر نداند خدا عادل است يا امام معصوم است و قولش حجت است دين او را ضرر دارد زيرا كه وقتى امام را معصوم ندانست و خدا را عادل نشمرد بفرمان معصوم عمل نميكند و به ثواب خدا هم اطمينان ندارد همه اعمال او متزلزل ميگردد . با اين مسلمانان كه بر حسب ظاهر شرع مسلمانند اما در دل شك در اصول عقائد دين دارند اگر بگوئى روزه بداريد نميدانند چرا خود را رنج دهند و از غذا خوردن امتناع كنند چون به عذاب آخرت معتقد نيستند از اين جهت مىبينى اكثر مردم روزه ميخورند